Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
مهرگان آمد!

به خشنودی اهورامزدا

مهرگان آمد؛ فال همه ایرانیان نیکو باد

زرتشتیان ایرانی سفره سپید می گسترانند و بر آن با آب و آینه و آویشن فرارسیدن مهرگان را جشن می گیرند.مهرگان آمده است ؛ ایرانیان هزار سال بزیند و فال و سال همه آنها خرم و نیکو بود

زرتشتیان ایرانی سفره سپید می گسترانند و بر آن با آب و آینه و آویشن فرارسیدن مهرگان را جشن می گیرند. موبدان، اوستا در دست «مهریشت» می خوانند و مردمان برای یکدگر فال خرم و شادی و رامش آرزو می کنند. مهرگان آمده است ؛ ایرانیان هزار سال بزیند و فال و سال همه آنها خرم و نیکو بود.


* * *

در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آن هاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند. بنا بر همین سنت روز شانزدهم از ماه مهر مصادف با روز مهر است و در این روز جشن مهرگان به پا می شده است.

بنا به گفته محمود روح الامینی در کتاب« آئین ها و جشن های کهن در ایران امروز» از این جشن های دوازده گانه، تا آن جا که سند ها و کتاب های تاریخی گواهی می دهند در دوره های پس از اسلام تنها جشن مهرگان است که تا پایان فرمانروایی غزنویان به شکلی رسمی و شکوهمند برگزار می شده است.

اغلب جشن های ایرانیان چه آنها که هم اکنون برگزار می شوند، چه آنها که فراموش شده اند، ریشه در آیین زرتشت دارند. کیش زرتشتی، دینی است که همواره انسان را به شادی و خرمی فرا می خواند و گیتی را آکنده از شادی و منزه از پلیدی و پلشتی می خواهد.همچنان که پروفسور «مری بویس» پژوهنده نامور کیش زرتشتی و تاریخ معاصر زرتشتیان می نویسد، شادی کردن، تکلیف دلپذیر دینی این جماعت است. در کتیبه های هخامنشی نیز شادی ودیعه خداوندی برای مردم به شمار آمده است و در نوشته های پهلوی نیز آمده که خداوند به یاری آسمان، شادی را آفرید.

«کتایون مزداپور» استاد فرهنگ و زبان های باستانی در دانشگاه تهران می گوید: زرتشتیان در عین فقر به جشن ها و آیین های سنتی کهن می پرداخته اند که خیرات و مبرات و شادی بنیان آنها بوده است. عبارتی که معمولا در سرآغاز همه نوشته های کهن می آید، آرزوی «فال فرخ و مروای نیک » است و در پایان:« به فرجام رسید با درود و فرخی و شادی و رامش!»
در تقویم زرتشتی، روز شانزدهم از مهر ماه به نام« مهر » نامیده شده و تاپیش از تغییرات در این تقویم، معمولا روز شانزدهم از مهر ماه « جشن مهرگان» برگزار می شده است. جشن و آئین مهرگان از نظر زمانی، با تغییر تقویم در سال 1304 هجری شمسی تغییر کرد. بدین معنی که 5 روز«پنجه یا خمسه» (که پس از 12 ماه سی روزه برای رسیدن به 365 می آمد) حذف و 6 ماه اول سال 31 روز شد. از آن پس در برخی از تقویم ها ، مهرگان به جای 16 مهر در 10 مهر آمده یعنی در صد و نود و ششمین روز سال بر اساس تقویم پیشین. فلسفه اینکه در این زمان، مهرگان در روز 10 مهر جشن گرفته می شود در این تغییر است.

در اوستا کتاب دینی زرتشتیان و در کتیبه هایی که از زمان هخامنشیان به جای مانده است نام «مهر» را «میثر»، در سانسکریت «میترا» و در زبان پهلوی «میتر» آورده اند و در زبان فارسی امروز آن را «مهر» می گوئیم که به معنای دوستی و محبت و پیمان است. ایزد مهر را خدای خورشید می نامیده اند . پروفسور« ریچارد فرای» ایران شناس برجسته، می گوید که پارسیان (زرتشتیان مهاجرت کرده به هند) به «مهر» سوگند می خوردند. در آتشکده ها امور قضایی اجرا می شد و واژه «در مهر» معادل آتشکده بوده است. یعنی جایی که عدالت در آن برقرار می شد و مهر یشت( فرازی از اوستا) را با آئین های ویژه ای در آن می سرودند.

ایرانیان باستان درباره مهرگان به سه فلسفه معتقد بودند. نخست آنکه در این روز خداوند به کالبد «مشی » و « مشیانه» (نخستین آفریدگان خداوند ) روان دمیده است. دوم اینکه مردمی که از ستم ضحاک مار دوش به ستوه آمده بودند در این روز به رهبری کاوه آهنگر بر او شوریده و او را در کوه دماوند در بند کردند. فلسفه سوم آن است که اردشیر بابکان در این روز فرخنده دیهیم خورشید نشان را بر سر نهاده است.
در دوره های پیشین، برگزاری این جشن بزرگ قریب شش روز طول می کشیده است. یعنی از روز شانزدهم مهر ماه آغاز می شد و در روز بیست و یکم مهر پایان می یافت. روز آخر را پارسیان «رام روز» می نامیده اند. روز آغاز جشن مهرگان را «مهرگان عامه» و روز آخر جشن را « مهرگان خاصه» می گفته اند.
فلسفه وجودی مهرگان

علاوه بر یکی بودن نام _ روز مهر از ماه مهر _ مناسبت های دیگری برای برگزاری این جشن برمی شمرند که معروف ترین آن قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و به پادشاهی نشستن فریدون است.

ابوریحان بیرونی در التفهیم می نویسد:« مهرگان، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرین روز افریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، انک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند باز داشت، و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود.......»
همو در آثار الباقیه درباره مهرگان می نویسد: «سلمان فارسی می گوید ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روز های دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهر های دیگر.......... و بیورسب هزار سال زندگی کرد. اینکه ایرانیان به یکدیگر دعا می کنند که « هزار سال بزی » از آن روز رسم شده است، چون دیدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند و این کار در حد امکان است، هزار سال زندگی را دعا و آرزو کردند.»

از برگزاری مهرگان در زمان های پیش از اسلام گزارش های متنوعی در دست نیست ،اما مورخان، نویسندگان و شعرا همه جا از برگزاری مهرگان در دستگاه پادشاهان و حاکمان خبر داده اند.از جمله در برگزاری این جشن درپیش از اسلام آمده است: این عید مانند دیگر اعیاد برای عموم مردم آزاد است. از آیین ساسانیان در این روز این بود که تاجی را که به صورت آفتاب بود به سر می گذاشتند و در این روز برای ایرانیان بازاری برپا می شد و در ملوک خراسان رسم است که در روز مهرگان به سپاهیان و ارتشیان رخت پائیزی و زمستانی می دادند.
« بیهقی » یکی از مورخانی است که خود در سال های 428 و 429 و 430 هجری قمری شاهد برگزاری مهرگان بوده است. یعنی بنا بر گزارش های تاریخی ،آخرین سالهایی که مهرگان به شکلی رسمی برگزار می شده است.

وی در باره برگزاری مهرگان در بارگاه سلطان مسعود غزنوی می نویسد: روز یکشنبه چهارم ذی الحجه سال 428 (ه.ق) به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هدیه ها که ساخته بودند پیشکش را در آن وقت بیاوردند و اولیاء و حشم نیز بسیار چیز آوردند. و شعرا شعر خواندند و صلت یافتند......... پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزی خرم به پایان آمد.
از دوران کهن، همراه با جشن ها و آیین ها، واژگان فارسی نوروز و مهرگان به صورت معرب« نیروز» و« مهرجان» وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان عرب زبان شد. امروز در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی واژه مهرجان به مفهوم جشن و فستیوال به کار می رود.



مهرگان در زمان کنونی


محمود روح الامینی مردم شناس و استاد دانشگاه در باره جشن مهرگان چنین می نویسد: «امروزه جشن مهرگان ، به شیوه ای که در کتاب های تاریخی سده های چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه های دولتی و حکومتی برگزار می شود و نه در گردهمایی های غیر رسمی، نزد عامه مردم. دست کم در دو سده اخیر نیز از برگزاری آن آگاهی در دست نیست.»
اما اکنون چند سالی است که این جشن توسط ایرانیان علاقمند به فرهنگ باستانی ایران گرامی داشته می شود. انجمن های زرتشتیان در شهرهای تهران، یزد، کرمان و شیراز مهرگان باستانی را با کیفیت های متفاوتی جشن می گیرند.

مقالات، پژوهش ها و اشعاری که به مناسبت مهر و مهرگان به ویژه در نشریه هایی که در ماه مهر منتشر می شود و تعدادشان کم هم نیست باعث شده مهرگان در خاطره و حافظه جمعی مردم ایران زنده بماند . به عبارتی ماهنامه ها و هفته نامه های ادبی و اجتماعی سده اخیر، مهرگان را دست کم میان قشر فرهیخته ایرانی زنده نگاه داشته است.
دکتر بهرام فره وشی در کتاب «جهان فروری» از برگزاری مهرگان به عنوان جشنی خانوادگی در بین زردشتیان یزد و کرمان و نیز از آئین قربانی کردن گوسفند در برخی از روستاهای زردشتی نشین یزد برای «ایزد مهر» خبر می دهد.

بنا به گفته او تا سی سال پیش زردشتیان کرمان، در این روز به یاد مردگان مرغی را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ویژه یادمان مردگان می پختند.
در برخی از سال های گذشته، جشن آغاز سال تحصیلی دانشگاه تهران نیز که معمولا در نیمه اول مهرماه انجام می شود در دهم یا شانزدهم مهر مصادف با مهرگان برگزار می شد.
روح الامینی به فصل برداشت محصولات کشاورزی در ماه مهر اشاره می کند و آن را نمادی از مهرگان محسوب می کند:« ماه مهر و مهرگان در جامعه کشاورزی، فصل و زمان برداشت،انباشت فراورده ها، پرداختن خراج و مالیات، اندوختن نیاز مندی های زمستانی و گرمی بازارهای موسمی بوده که هنوز هرچند _نه به نام مهرگان_ برگزار می شود.»
با تحول و دگرگونگی ای که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاری جشن ها و آیین ها روی داده و می دهد، مهرگان نیز از تغییر و تحولات زمانه بی نصیب نبوده است. اکنون جشن مهرگان تنها به این عنوان که نام روز با نام ماه یکی است برگزار نمی شود بلکه بیشتر داستان و اسطوره قیام کاوه آهنگر در برابر بیدادگری های ضحاک است که یادمان این جشن نمادین است.
روز پیروزى کاوه بر ضحاک
ماه مهر و روز مهر و جشن فرخ مهرگانجهان است. این جشن که مردم آن را جشن پیروزى کاوه آهنگر بر ضحاک بیدادگر مى دانند ریشه در دوران اساطیرى و حماسى ایران دارد. دوران اساطیرى از زمان کیومرث آغاز مى شود و دوران حماسى از روزگار فریدون آغاز مى گردد. به هرحال بنا به روایت شاهنامه و بنا به باور ایرانیان در چنین روزى کاوه ستمدیده بر ضحاک ستمگر چیره مى گردد. او که صاحب فرزندان زیادى بوده همه پسرانش را در راه خودکامى و مردم ستیزى ضحاک از دست داده و در حالى که آخرین و کوچکترین پسرش را ماموران ضحاکى مى خواهند به کشتارگاه ببرند صبر و طاقت او به پایان مى رسد و دادخواهان در حالى که چرمه آهنگرى خود را بر سر چوبى نصب کرده به سوى کاخ ضحاک روان مى شود. مردم ستمدیده نیز در راه به او مى پیوندند و همه دادخواهان و فریادزنان به کاخ ضحاک حمله ور گردیده و او را دستگیر مى نمایند و در کوه البرز به بند مى کشند براى همین است که کوه البرز و به ویژه دماوند در نزد ایرانیان حالت تقدس دارد و گرامى شمرده مى شود البته به جز این چون اولین اشعه خورشید بامدادان در ایران زمین به دماوند و البرز مى تابد و برخورد مى کند و بر جبین قله البرز نخستین بوسه صبحگاهى خود را نثار مى نماید بر اعزاز و تقدس آن افزوده است.

ابوریحان بیرونى در کتاب التفهیم مى نویسد که او در سال دو بار در جشن هاى نوروز و مهرگان دست از کار مى کشد و به دیدار بزرگان و پیران قوم و دوستان و یاران خود مى رود و یا آنان را به حضور مى پذیرد و به شادى و طرب مى پردازد. این گفته ابوریحان نشانگر اهمیت جشن مهرگان است. در ایران باستان که هر سال به دوازده ماه سى روزه تقسیم مى شده پنج روز به نام پنجه به پایان ماه اسفند اضافه مى گردید و هر چهار سال یکبار شش روز اضافه مى شد که آن سال به نام سال کبیسه معروف بود. در ضمن ماه هاى سى روزه هر روز نام خاصى داشت که دوازده نام از آن را امروزه ما به نام ماه هاى ایرانى یعنى فروردین و اردیبهشت و خرداد و... مى شناسیم و مى نامیم و به کار مى بریم.

تقارن روز و ماه را ایرانیان از گذشته هاى دور جشن مى گرفتند مانند ۱۹ فروردین که روز فروردین از ماه فروردین بود به نام فروردینگان و دوم اردیبهشت را که روز اردیبهشت بود به علت تقارن با ماه اردیبهشت به نام اردیبهشتگان و چهارم خرداد را که روز خرداد از ماه خرداد بود به نام خردادگان مى نامیدند و در این روزها به سرور و شادمانى مى پرداختند. در بین جشن هاى دوازده گانه ایرانى مهرگان از همه مهمتر بود زیرا جشن پایان برداشت و محصول و آغاز برابرى روز و شب و اعتدال هوا نیز بود. گذشته از این همان طور که قبلاً گفته شد بنا به روایت شاهنامه روز پیروزى کاوه بر ضخاک نیز بوده است. چنانچه مى دانیم در ایران باستان هر ماه سى روز بود در حالى که در تقویم و گاهنامه کنونى ایران شش ماه اول سال سى و یک روز است بنابراین روز مهر که در ماه فروردین برابر شانزدهم فروردین است، در ماه مهر با توجه به آنچه گفته شد شش روز به جلو مى آید و روز مهر در ماه مهر برابر دهم مهرماه است.
این جشن مانند جشن نوروز شش روز بود و به مهرگان خاصه و عامه تعبیر مى شد. بنا به گاهنامه کنونى جشن مهرگان از آغاز روز دهم ماه مهر شروع مى شود و به روز رام از ماه مهر که شانزدهم مهرماه است پایان مى پذیرد. همان طور که گفته شد چون این جشن ریشه در دوران اساطیرى و حماسى ایران دارد تاریخ دقیق آن را نمى توان تبیین نمود ولى مسلماً مانند نوروز چندین هزاره را پشت سر نهاده است.جشن مهرگان براى همه مردم به ویژه کشاورزان اهمیت خاصى داشت. چون در آغاز پاییز آنان غلات و حبوبات و میوه هاى خود را برداشته و دوران استراحت و آرامش را در پیش داشتند، لذا در این روز به شکرگزارى پروردگار جهان مى پرداختند.

از طرفى بنا به اعتقاد ایرانیان باستان نخستین زن و مرد آریایى به نام «مشیه و مشیانه» در چنین روزى به خواست پروردگار از صورت گیاهى به صورت آدمى درآمدند. مشیه و مشیانه بنا به روایت «بُندَمش» به صورت دو ساقه ریواس همسان و همتا و هم بالا از زمین روئیده بودند. در چنین روزى آن دو ساقه ریواس به خواست و اراده خداوند از حالت گیاهى درآمده و شکل انسانى به خود گرفتند.

ایزد مهر در ایران باستان و آئین زرتشت نگاهدار و نگاهبان عهد و پیمان بود. هر کس نقض پیمان مى کرد و قول و عهد خود را مى شکست و گرامى نمى داشت مورد خشم و بى مهرى ایزد مهر قرار مى گرفت. نمودار این ویژگى ایزد مهر حلقه گردیست که قرص خورشید مدور را به یاد مى آورد.این حلقه مهر و پیمان که یک باور اخلاقى ایران کهن است امروز مورد پذیرش جهان متمدن قرار گرفته و بر انگشت همه همسران در بیشتر کشورهاى متمدن جلوه گرى مى کند و به هر همسرى با زبان دل مى گوید که با یکدیگر مهر بورزید و با هم مهربان باشید و پیمان زناشویى خود را نگسلید و فرزندانتان را در آغوش مهر و محبت خانواده پرورش دهید. در بعضى از کتیبه ها و سنگ نوشته هایى که باقى مانده از جمله در طاق بستان کرمانشاه موبد موبدان در حالى که ایزد مهر پشت سر او ایستاده و پشتیبان اوست، حلقه مهر را به پادشاه دوران مى دهد تا با ملت خود که به منزله فرزندان او هستند مهربان باشد و مهرورزى کند و این خواست اهورامزداست و در غیر این صورت فره ایزدى و یاورى اهورایى از او سلب خواهد شد.

گذشته از همه اینها آئین مهر در عرفان ایران و آئین زرتشت و مسیحیت تاثیر انکارناپذیرى بر جاى نهاده است مثلاً روز عزیز جهان مسیحیت هم اکنون به نام »Sunday« یکشنبه خوانده مى شود که منسوب به مهر و خورشید و روز تعطیل و استراحت و عبادت مسیحیان است. گذشته از این تولد مهر ایرانى که در شب یلدا و آخرین شب پائیز است با تولد حضرت عیسى که سه روز پس از آغاز زمستان است مقارن و نزدیک است. آئین مهر بى گفت وگو تاثیرات ژرف و عمیق خود را در این دو آئین بر جاى نهاده که فعلاً از حوصله این نوشتار بیرون است و امیدوارم در مقاله جداگانه اى به درج و شرح آن مبادرت ورزم.

به هر حال جشن مهرگان که روز دهم مهر با توجه به گاهنامه کنونى ایران است جشن پیروزى داد، پیروزى کاوه بر ضحاک و داریوش بر گئوماتا بر بیداد و زایش نخستین زن و مرد آریایى (مشیه و مشیانه) و جشن برداشت محصول کشاورزى و میوه ها و جشن اعتدال هوا و برابرى روز و شب و استراحت کشاورزان است چون همان طور که گفته شد تقریباً در این فصل سال میوه جات درختى و زمینى و غلات و حبوبات و غیره برداشت شده و نصیب صاحبش گشته است. در سفره مخصوص مهرگان که در ایران باستان مرسوم بوده و هنوز هم زرتشتیان سینى میوه ویژه خود را بر آن مى نهند هفت جور میوه دیده مى شود. در ایران باستان آن هفت میوه عبارت از انگور و انار و به و گلابى و ترنج(مرکبات) و سیب و عناب (سنجد) بوده است.

در این روز مردم به دیدن هم مى رفتند و با آینه و گلاب و میوه و شیرینى پذیرایى مى شدند و آن روز را به شادى مى گذراندند و به ستایش و شکرگزارى اهورامزدا مى پرداختند و هنوز هم چنین است.