محمدتقی عطایی
کارشناس پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
طرح ساخت سد سیوند از حدود 11 سال پیش به مورد اجرا درآمده است. این سد روى رود پلوار در حال احداث است و هم اکنون مراحل نهایى ساخت خود را طى مى کند. سد از نوع خاکى با هسته رسى است که ارتفاع تاج آن از سطح دریا 5/1826 متر خواهد بود. در بالاترین حد آبگیرى، مساحت حوزه دریاچه سد در حدود 13 کیلومتر مربع و در شرایط عادى در حدود 11 کیلومترمربع خواهد بود. با احداث سد، زمین هاى زیادى زیر آب مى رود و به ناچار جهت شناخت بافت فرهنگى منطقه در ادوار مختلف می بایست که بررسى هاى باستان شناختى در آن به عمل مى آمد. بنابراین طى نامه به شماره 564/2/21 پ پ، بررسى باستان شناختى و نیز تهیه پرونده فراخوان نجات بخشى دره بلاغى به نگارنده ابلاغ شد.
جغرافیاى سیاسى
دره بلاغى در شهرستان خرمبید ]بخش هخامنش شهرستان پاسارگاد[ قرار دارد. این شهرستان که در شمال استان فارس واقع است، از شمال با شهرستان آباده و استان یزد، از غرب با شهرستان اقلید، از جنوب با شهرستان مرودشت و از شرق با شهرستان بوانات همجوار است.
موقعیت حوزه بررسى
دره بلاغى در جنوب غرب محوطه باستانى پاسارگاد واقع است. فاصله ورودى دره با آرامگاه کوروش دوم به خط مستقیم 5/2 کیلومتر است. این دره بین سه کوه بلاغى بزرگ در شمال، بلاغى کوچک در جنوب و کوچکک در شرق محصور شده است.
ارتفاع کف دره از سطح دریا 1800 متر است. بلندترین نقطه دره با ارتفاع 2600 متر از سطح دریا در منتهى الیه غربى کوه بلاغى بزرگ و در شمال غرب دره واقع است. با احتساب میانگین ارتفاع کوههاى پیرامون که 2300 متر از سطح دریا است، دیواره اى طبیعى به ارتفاع حداقل 500 متر تمام اطراف دره را در بر گرفته است. تنها راه دسترسى به دره، دو معبر طبیعى است که در امتداد رود پلوار ایجاد شده، یعنى جایى که رود وارد دره شده و جایى که از آن خارج مى شود. غیر از این دو معبر هیچ ورودى دیگرى وجود ندارد.
جغرافیاى حوزه بررسى
دره بلاغى و کوههاى اطراف آن جزء زاگرس چین خورده یا زاگرس فارس محسوب مى شود. میانگین میزان بارندگى در منطقه حدود 500 میلى متر در سال است. غیر از بارندگى هاى سالانه، تنها منبع آب دره، رود پلوار است که از سى کیلومترى شمال غربى پاسارگاد سرچشمه گرفته و از شمال به جنوب، دشت مرغاب را طى کرده و به دره بلاغى مى رسد. جهت رود در دره، شمال شرقى- جنوب غربى است. ارتفاع بستر رود در دهانه دره در حدود 1820 متر از سطح دریا و در خروجى دره در حدود 1780 متر از سطح دریا است. بنابر این اختلاف ارتفاعى در حدود30 متر سبب شده تا رود از جریانى نسبتاً تند برخوردار باشد.
هر چه از سمت ورودى دره به درون آن پیش رویم بر پهنای آن افزوده می شود. در حدود 7 کیلومتری ابتدای دره، تنگ تیرانداز قرار دارد که این قسمت باریکترین بخش دره است. از ابتدای دره تا تنگ تیرانداز فاصله دو کوه بلاغی بزرگ و کوچکک بیش از یک کیلومتر نیست. از اینجا به بعد رفته رفته دره فراختر می گردد. پس از تنگ تیرانداز و در حدود 2 کیلومتری جنوب غرب آن، دربند گاوی در کرانه شرقی رود قابل مشاهده است. غیر از این، دربند دیگر بدون نامی که ما آنرا دربند شیروانی نامیده ایم در نزدیکی غرب کارگاه سد و در کرانه شرقی رود وجود دارد که اینها بزرگترین دربندهای دره بلاغی را تشکیل می دهند.
از نظر پوشش گیاهی، منطقه به چهار بخش تقسیم می شود:
1. زمینهای جنگلی- مرتعی: تمام کوهها و کوهپایه ها پوشیده از درختانی است که اغلب آنرا بَنِه و بادام وحشی تشکیل می دهد. پوشش جنگلی در این بخشها بطور کلی تُنُک بوده و فاصله درختان از همدیگر زیاد است و به طور متوسط به بیش از 5 متر می رسد به همین دلیل زمینه برای رشد گیاهان یکساله فراهم بوده و مراتع خوبی نیز پدید آمده است. وسعت این بخش در کوهپایه های غربی دره بیش از هر جای دیگر است.
2. زمینهای کشاورزی: کف دره که دارای زمینهای نسبتاً همواری است برای کشاورزی مناسب بوده و در سالهای اخیر بخش قابل توجه ای از مساحت زمینهای این بخش با وسایل مدرن تسطیح شده و مورد بهره برداری قرار گرفته است. وسعت این بخش در مرکز دره بیش از هر جای دیگر است.
3. زمینهای سنگلاخ: فاصله میان زمینهای کشاورزی و بخشهای جنگلی • مرتعی را زمینهایی سنگلاخ در بر گرفته که عاری از هرگونه پوشش گیاهی است. این پدیده بخصوص، در بخش غربی دره به وضوح قابل رؤیت است.
4. زمینهای رسوبی حاشیه رود: به واسطه طغیانها و سیلابهای سالیانه رود پلوار، بر هر دو کرانه آن تپه ماهورهایی دیده می شود که بر اثر ته نشین شدن رسوبات رود به وجود آمده است. این زمینها که از حاصلخیزی بالایی برخوردار است به دلیل نزدیکی به رود و با در نظر گرفتن طغیانهای سالانه مورد بهره برداری قرار نمی گیرد.
اقلیم دره بلاغی
اقلیم منطقه، کوهستانی سرد و معتدل است و بارشهای زمستانی و بهاری، آب و هوای مناسبی برای رویش انواع گیاهان به ویژه جامعه گیاهان بومی منطقه فراهم آورده است. بارندگی در این حوزه به تناوب از اوایل پاییز تا اواسط بهار انجام می پذیرد و رژیم بارندگی منطقه بر اساس مطالعات طرح جامع وزارت کشاورزی در سال 1374، منطبق بر رژیم بارندگی منطقه مدیترانه ای بوده و به این لحاظ میزان اصلی ریزشهای جوی سالانه در پاییز و زمستان متمرکز است.
به طور کلی دره بلاغی دارای شرایط اقلیمی زیر است:
اقلیم نیمه خشک، سرد تا خشک سرد، بارندگی متوسط، آب و هوای معتدل سرد، دوره رویشی کوتاه و تبخیر متوسط.
بررسی دره بلاغی به منظور شناسایی آثار و محوطه های باستانی این دره صورت گرفته و در حقیقت جزء برنامه های نجات بخشی باستان شناسی است. به همین جهت تمرکز عمده آن در فصل اول، شامل منطقه ای است که بعدها حوزه دریاچه سد را تشکیل خواهد داد. بررسی دره بلاغی از دهانه آن • در شمال شرق دره، جایی که رود پلوار وارد آن می شود - شروع و به سمت غرب دره پیش رفت.
در قسمت یاد شده که تمام حوزه دریاچه را شامل می شود در کل 129 اثر و محوطه باستانی شناسایی، ثبت و ضبط شد. این آثار و محوطه ها به نه گروه تقسیم شد:
بخشهای مجزایی از دیواره سنگچین موسوم به راه شاهی.
بخشهای مجزایی از معابر یا آبروهای باستانی کنده شده در کوه موسوم به دختر بُر.
قبرهای منفرد توده سنگی موسوم به خرفت خانه.
گورستانهای خرسنگی.
قبرهای منفرد ایجاد شده در شکاف طبیعی کوهها.
محوطه های استقراری فصلی.
محوطه های استقرار دائمی.
کارگاه های ذوب فلز.
اشکفت ها.
دوره بندی فرهنگهای شناخته شده
قدیمی ترین یافته های بررسی، مصنوعات سنگی است احتمالاً از دوره بردوستی/ زرزی. ]یافته های هیات ایران ژاپن محوطه کوچکی را با استقراری بسیار ضعیف از دوره موشکی معرفی کرده است[. پس از این دوره، دره ]تنگه[ (بخش بررسی شده) برای چند هزار سال متروک شد تا اینکه بار دیگر زندگی در دوره فرهنگی باکون در آن جریان افتاد. پس از این دوره نیز بار دیگر استقرارهای دره (بخش بررسی شده) متروک شد و این وقفه بلندمدت تا دوره هخامنشی به طول انجامید. از دوره هخامنشی به بعد بود که زندگی بدون وقفه در دره بلاغی جریان یافت و تا به امروز قطع نشده است.
با مطالعه تاریخ استقراری در دره بلاغی می توان گفت که دره در ادوار مختلف پارینه سنگی، نوسنگی بدون سفال، دوره شکل گیری، دوران موشکی، جری، شمس آباد، لپویی، بانش، و کل دوره ایلامی که شامل ادوار کفتری، قلعه، و شغا/ تیموران است، احتمالاً متروک بوده است. ما هنوز دلیل آن را نمی دانیم اما امیدواریم با مطالعه دقیق تر و نیز تحلیل الگوی استقراری هر دوره برای سؤالات پاسخی بیابیم] .البته باید متذکر شد که نبود استقرارهایی از این دوران را می توان در چند عامل احتمالی دیگر نیز جستجو کرد. نخست این که ممکن است برخی استقرارهای مذکور هنگام بررسی از دید ما مخفی مانده باشد. دیگر این که ممکن است تعدادی از این استقرارها، زیر رسوبات دفن شده و قابل رویت نبوده باشند[.
]الگوهای استقراری
منطقه کوهستانی و خرم دره بلاغی با ارتفاع 1800 متر از سطح دریا، تنگه باریکی است که با انبوه درختانی که غالب آن را بادام وحشی و بنه تشکیل می دهد، پوشیده شده است. رود پلوار با گذر از میان این تنگه بر طراوت آن می افزاید و آب کافی را برای تمام سال تامین می کند. اگرچه خاک منطقه از حاصلخیزی قابل توجهی برخوردار است، اما به دلیل کمبود زمین های کشاورزی، از دیرباز این منطقه مورد استفاده کوچ روهایی بوده که در پی چراگاه مناسب برای دامهای خود هستند.
در واقع تنگه بلاغی را باید منطقه ای جنگلی و ییلاقی به حساب آورد تا کشاورزی؛ بنابراین بیشتر استقرارهای شناسایی شده منطقه متعلق به کوچ روهاست و آنها بودند که بیشترین آثار را در طول تاریخ استقرار منطقه بر جای نهاده اند.
همگی استقرارها، به جز محوطه باستانی کوچکی کنار کوهپایه ها، در دل دربندها شکل گرفته اند. از آنجا که احتمالا بخش قابل توجهی از استقرارها متعلق به کوچ روهاست، استقرارها در جایی برپا شد که کوتاه ترین فاصله را با کوهستان و مراتع دارد.
تا آنجا که به مشاهدات ما مربوط می شود، در یک دربند و در زمانی واحد 2 استقرار مجزا ثبت نشده است. این موضوع شاید نشان دهد که هر دربند در ضمن مرزی طبیعی برای خانوارهای ساکن در آن بوده است. این مرزهای طبیعی مشخص ترین علامت برای شناسایی حریم و محدوده استقرارهاست.
کیفیت استقرارها
همان گونه که اشاره شد بیشتر استقرارها از نوع فصلی بوده و متعلق به کوچ نشینان است. میان 130 اثر و محوطه باستانی 41 استقرار فصلی و چهار استقرار یکجانشینی ثبت شد.
میان استقرارهای یکجانشینی به نظر می رسد 2 محوطه باستانی در این منطقه که هر دو نیز متعلق به دوره هخامنشی است بی ارتباط با دستگاه حکومتی نبوده باشند.
محوطه اول از نظر موقعیت جغرافیایی در محل نامناسبی واقع است، زیرا با قرار گرفتن در تنگه تیرانداز و در باریک ترین نقطه تنگه، عملا از زمینهای کشاورزی دور است. به علاوه باید بر این نکته توجه کرد که این محوطه درست کنار رود پلوار شکل گرفته، جایی که احتمال ضریب تخریبش به واسطه طغیان های سالانه رود بسیار بالاست.
محوطه بعدی نیز آن چنان که از یافته های سطحی بر می آید، احتمالا کوشک شاهانه کوچکی است میان تنگه و از آنجا که اطراف این سازه هیچ استقرار دیگری مشاهده نمی شود، احتمالا سازه ای کاملا مجزاست.
با توجه به این ویژگی ها به نظر می رسد حمایت های شاهانه برای بقای این دو محوطه ضروری بوده است.
محوطه دیگری نیز در این منطقه وجود دارد که از برخی جهات میان استقرارهای دره بلاغی یک استثنا به شمار می رود، زیرا تنها محلی است که استقرارهای متوالی از آن به ثبت رسیده است.
براساس یافته های سطحی، این محوطه برای نخستین بار در دوران پیش از تاریخ - دوره باکون - مورد سکونت قرار گرفته است. پس از این دوره حداقل آن بخش از دره که مورد بررسی قرار گرفت برای زمانی طولانی متروک شد. در دوره فراهخامنشی ، محوطه دوباره مورد سکونت قرار گرفت و این اسکان به طور متوالی و بدون وقفه تا دوره اسلامی به طول انجامید. با هر بار اسکان بر اندازه محوطه افزوده شد تا این که احتمالا در دوره ساسانی این محوطه به بزرگترین استقرار دشت تبدیل شده است.
با این همه از نظر موقعیت جغرافیایی ، این محوطه هنوز در آن دوره بیشتر متمایل به کوهپایه بود تا به میان دره و زمینهای کشاورزی. تنها در دوره متأخر اسلامی و در دوره صفوی بود که محوطه باستانی مذکور میان دره شکل گرفت.
امروزه نیز درون دره هیچ روستایی وجود ندارد و تنها کوچ نشینان از آن استفاده می کنند[.
فعالیتهای نجات بخشی
با تهیه نقشه دریاچه ای که در پشت سد به وجود خواهد آمد دریافتیم که از مجموع 129 اثر و محوطه، 43 اثر و محوطه به زیر آب خواهد رفت و یا این که مستقیماً در کنار دریاچه قرار خواهد گرفت. شماره آنها به قرار زیر است:
41، 43، 44، 45، 46، 50، 51، 54، 56، 58، 59، 60، 61، 63، 64، 65، 69، 70، 71، 72، 73، 76،77، 84، 85، 87، 88، 89، 90، 91، 92، 99، 118، 119، 120، 121، 122، 123، 125.
در ضمن بخشهایی از دختر بُر و نیز در حدود دو سوم از دیواره سنگچین 5/9 کیلومتری موسوم به راه شاهی به زیر آب خواهد رفت. بنابر این بلافاصله پس از اتمام بررسی، نگارنده ارزیابی ای کلی از محوطه های ثبت شده به انجام رساند و 24 اثر و محوطه را برای کاوشهای اضطراری پیشنهاد نمود که در گزارشی کوتاه ارائه شده است. شماره محوطه های پیشنهاد شده عبارتند از:
21، 34، 45، 46، 47، 50، 57، 64، 66، 75، 77، 82، 83، 84، 85، 88، 90، 91، 92، 93، 106، 119، 122.
یافته های سطحی گردآوری شده از بررسی دره بلاغی هم اکنون در مرکز مطالعات پاسارگاد وابسته به «بنیاد پژوهشی بنیاد پارسه • پاسارگاد» نگهداری می شود. با طراحی و مطالعه آنها قادر خواهیم بود الگوهای استقراری موجود دره را در ادوار مختلف فرهنگی بازسازی کنیم. بازسازی الگوهای استقراری همراه با نقشه پراکندگی آثار و محوطه های هر دوره و در نهایت تحلیل آنها در گزارش نهایی بررسی های باستان شناختی دره بلاغی ارائه خواهد شد.
سد سیوند و مجموعه میراث جهانی پاسارگاد
زمانی که بررسی دره بلاغی در حال انجام بود و مدتها پس از آن، شایعاتی مبنی بر زیر آب رفتن آرامگاه کورش و یا غرق شدن بخشهایی از مجموعه بر سر زبانها بود. برای پایان دادن به این گونه مسائل نکاتی چند قابل ذکر است: آن گونه که می دانیم آرامگاه کورش نزدیکترین اثر از کل مجموعه، به دره بلاغی است. باید تأکید کنم که فاصله آرامگاه تا ابتدای دره به خط مستقیم 5/2 کیلومتر و فاصله آن تا ابتدای دریاچه سد به خط مستقیم در حدود 5 کیلومتر است. اختلاف ارتفاع کف آرامگاه کورش بزرگ با سطح آب دریاچه سد در حدود 15 متر است. بنابر این به طور مستقیم خطری از جانب دریاچه سد متوجه مجموعه میراث جهانی پاسارگاد نیست. اما این گونه هم نیست که احداث سد، هیچ تأثیری در مجموعه نداشته باشد. در این باره بد نیست که به یک مورد اشاره کنیم:
در حال حاضر عمق سطح آبهای زیر زمینی در پاسارگاد کم است و قطعاً با احداث سد، سطح این ارتفاع کمتر نیز خواهد شد. نکته دیگر این که در بیشتر مواقع جریان بادی از سمت دره و کوهستان بلاغی به سمت پاسارگاد برقرار است، با وجود دریاچه ای در آنجا، بادی که ازآن سو می وزد رطوبت دره و دریاچه را به پاسارگاد منتقل می کند. با افزایش میزان رطوبت سطح الارضی و تحت الارضی بر میزان رشد گلسنگها که یکی از عوامل فرسایشی سازه های سنگی است، افزوده خواهد شد. البته اظهار نظر در این باره بر عهده متخصصان امر مرمت بوده و آنها هستند که باید درباره چنین معضلی به بحث بنشینند.
* بخش های درون چنگک (کروشه) از گزارش آقای عطایی با عنوان «میراث باستانی و سدی برای تمامی فصول» (سایت خبری وزارت نیرو • 10/12/1384) برداشته شده است.