در گاهان، زردشت بیش تر به عنوان پیامبر و پیشگو ظاهر می شود تا شارع. اما او طی سالیانی که در دربار ویشتاسپ گذراند، بایستی امتش را سامان داده و اشکال و اعمال عبادی دین خود را تثبیت کرده باشد. به نظر می رد که رسمی هندواروپایی بوده است که مردان برای ورود به جامعه دینی، طناب بافته ای را به خود ببندند. برهمنان، طنابی را روی یک شانه می بستند که آن را فردی روحانی برایشان گره می زد. آنان هرگز بازش نمی کردند جز آن گاه که مراسم ایجاب می کرد که در این وقت، آن را از یک سو در می آوردند. این طناب بستن در حقیقت چه بسا عملی دیرینه و همگانی بوده است که زردشت آن را برگرفت تا پیروانش را نشانی متمایز بخشد. همه ی زردشتیان ، چه مرد و چه زن،( یکی از نشانه های برابری زن و مرد در دین زردشت ) طنابی کمربندوارمی بندند که آن را سه بار دور کمر می پیچند و از پیش و پس، گره می زنند. ورود به دین در سن پانزده سالگی است. زین پس، ایمان آورنده می بایست تا پایان عمر، همه روزه برای نماز، آن را بگشاید و ببندد. مفهوم نمادین این کمربند ( که در ایران آن را کستی "KOSTI" می نامند ) در طول سده ها به خوبی تشریح شده است. ولی محتمل است که آغاز، این سه حلقه نماد اصول اخلاقی سه گانه کیش زردشتی می دانستند، و بدین ترتیب، اندیشه پوشنده آن بر اعمال دینی اش متمرکز می شد. وانگهی ، کستی را روی پیراهن کاملا سپیدی به نام سدره "SODREH" می بندند که جیب کوچکی درون یقه آن دوخته اند و وجود آن، باورمدار را خاطرنشان می سازد که پیوسته این جیب خالی، با پاداش پندارها، گفتارها و کردارهای نیک پر خواهد شد و بدین ترتیب، برای خویشتن، در بهشت گنجی خواهد اندوخت. از کتاب Zoroastrians نوشته Mary Boyce |